نقش استاد خوب برای پژوهش‌گر

در دوره کارشناسی ارشد و دکتری استاد نقش مهمی برای دانشجو دارد. تقریبا همه آن‌چه به رساله و پایان‌نامه دانشجو مربوط است و همه تصمیم‌گیری‌های مربوط به دانشجو برگردن استاد است. استاد خوش‌اخلاق می‌تواند این دوران را به یک دوران خوش تبدیل کند و یک استاد بداخلاق می‌تواند خاطره بدی از این دوران باقی بگذارد. در نتیجه معمولا دانشجویان برای انتخاب استاد به این نکات توجه می‌کنند و استاد را انتخاب می‌کنند که به نظرشان کارشان روان‌تر جلو برود.

اما همه نقش استاد این نیست. مهم‌ترین نقشی که استاد دارد، راهنمایی دانشجو در پژوهش دانشجو است. یعنی وقتی دانشجو در حال پژوهش است، آخر چه می‌داند که کجا چه کار کند. کدام مسئله خوب است برای پژوهش. به کدام فکر کند. وقتی مثلا ۳ ماه گذشت و مسئله حل نشد، آیا الآن وقت رها کردن مسئله است؟ یا الآن باید به ایده دیگری فکر کند. آن ایده دیگر را از کجا بیاورد؟

و مهم‌ترین قسمت از وظیفه راهنمایی دانشجو در پژوهش، آموزش همین نحوه تصمیم‌گیری‌ها در یک پژوهش است. البته فردی که بارها و بارها این راه را نرفته باشد نمی‌تواند به این راحتی دیگران را راهنمایی کند.

یک نکته که باید در نظر گرفته شود این است که شرایط چنین نیست که دانشجو بتواند به تنهایی با سعی و خطا این راه را برود و با تجربه راه خود را انتخاب کند. علت هم این است که فضای حالتی که دانشجو باید در آن سعی و خطا کند خیلی بزرگ است. یک استاد با تجربه، نه تنها شما را از تجربه‌های خود بهره‌مند می‌سازد، بلکه از تجربه‌های بشریت در تمامی پژوهش‌های پیشین استفاده می‌کند در راهنمایی شما. و اصل ارزش استاد خود به همین است.

دانشجویانی گاهی مراجعه می‌کنند و می‌گویند فلان ماجرا را خودمان اگر جلو ببریم برایمان بهتر است. درست است، تجربه می‌شود، اما اگر شما از همه تجربه‌های گذشتگان استفاده کنید و بر اساس تجربه‌های آن‌ها تجربه کنید، طبیعتا بسیار سریع‌تر به نتیجه خواهید رسید.

طبیعتا همه استادها و دانشجویان دکتری باید تلاش کنند تجربیات پژوهش‌گران موفق پیشین را به بهترین نحو بفهمند و به کار بگیرند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *