هدف اصلی

در دنیای امروزی علم، فعالیت‌های فراوانی با طعم‌های مختلف برای پیش‌برد علم تعریف شده است. تقریبا تمامی این فعالیت‌ها به در آینده دور یا نزدیک به یک دردی خواهند خورد. این دنیای علم امروز است: مسیرهای هموار و لذت‌بخش برای مشارکت دانشمندان در تولید علم.

طبیعتا شروع تولید علم کار ساده‌ای نیست. بسیاری از افراد هستند که علاقه‌مند یا توان‌مند هستند اما تولید علم با کیفیت برایشان کار سختی است. در نتیجه سازوکارهایی در علم امروز تهیه شده که شما با قرار گرفتن در آن‌ها کم کم به سطح عالی تولید علم خواهید رسید. عموم این سازوکارها از تحصیلات دانشگاهی می‌گذرند. استفاده از روندهای آموزش خوب و استاد راهنمای خوب کم کم شما را به یک دانشمند درجه یک تبدیل می‌کند. و این است سازوکارهای علم امروز برای تربیت نیروی کار.

اما برای افرادی که در ایران هستند ماجرا می‌تواند متفاوت باشد. ممکن است دانشمندان ایرانی فکر کنند:

من چرا باید به علم امروز دنیا کمک کنم؟ کشور من که از کشورهای کم ثروت به حساب می‌آید چرا باید در علم مناسب کشورهای ثروت‌مند سرمایه‌گذاری کند؟ آن‌هم برای تولید علمی که برای تفنن آن کشورها مفید است یا در صنایعی که در کشور ما وجود ندارد و بعضا برای کشور ما ضرر دارد به کار می‌آید؟

پاسخ دادن به این سوال ساده نیست. (حداقل برخی) پاسخ‌هایی که شنیده می‌شود این‌هاست:

  • برای این‌که آن‌ها علم‌شان را در اختیار ما می‌گذارند، پس ما باید به خاطر انصاف سرمایه‌مان را برای آن‌ها خرج کنیم.
  • اصلا چه کاری است؟ کلا تولید علم را رها کنیم و به تولید صنعت بپردازیم.
  • الآن علم تولید می‌کنیم که در نهایت به پیشرفته شدن کشورمان کمک کرده باشد.

اگر به دو پاسخ اول اعتقاد دارید که تکلیف‌تان مشخص است. اما پاسخ سوم کمی مبهم است. پاسخ سوم پاسخی است که از طرف‌داران علم در ایران بیشتر می‌شنویم. اما ابهام این پاسخ در این است که خوب چطوری؟ اگر سناریویی که می‌خواهیم بر طی آن حرکت کنیم را نشناسیم، شاید داریم اشتباه حرکت می‌کنیم؟ شاید سرمایه‌گذاری‌هایمان جای بهبود داشته باشد؟

در این راستا می‌خواهیم این سوال‌ها را مطرح کنیم که

پیشنهادهای مختلف برای کار علمی در ایران چیست؟ و برای چه؟

قسمت «و برای چه؟» خیلی قسمت مهمی از سوال است. زیرا که بسیاری از افراد نسخه‌های من درآوردی ارائه می‌کنند، می‌پرسیم چرا؟ مثلا می‌گویند خوب این خوب است دیگر!
ما اینقدر وقت و نیرو نداریم برروی همه کارهای احتمالا خوب سرمایه‌گذاری کنیم و عمرمان را برای آن‌ها تلف کنیم. ای کاش بهترین‌ها بیایند و به سوال بالا پاسخ بدهند.

هدف اصلی این نوشته این بود که صورت سوال را مطرح کند. اما یک نوشته دیگر لازم است که در آن توضیح بدهم چرا پاسخ‌های موجود پاسخ‌هایی مبتذل (=دم دستی) هستند. مختصرا عرض کنم که در این سه سال سعی کردم گزینه‌های موجود برای پاسخ به این سوال را پیدا کنم، و تقریبا چیزی پیدا نکردم. چقدر جای تاسف دارد!

5 thoughts on “هدف اصلی

  1. به نظر میاد که صرف سرمایه گذاری روی صنعت و یا کار های عملی بدون پشتوانه نظری، یه حدی داره و اگه ما افرادی رو نداشته باشیم که کار تئوری نکرده باشن وقتی به اون حد صنعتی برسیم، دیگه نمی تونیم جلوتر بریم و از نظر صنعتی عقب می افتیم، چون پیشنیاز های نظری مورد نیاز رو نداریم. به همین دلیل به نظر میاد که یه سری از افراد باید خودشون رو صرف کار های نظری و تولید علم بکنن، که در آینده این رشته از افراد قطع نشه (افرادی که دانش نظری دارن) و عده ای دیگه هم باید به ترجمه این کار های نظری به صنعتی بپردازن که افراد صنعتی حرف اون ادمای نظری رو بتونن بفهمن که بعدا به مشکل نخوریم. صرف سرمایه گذاری روی کار های نظری و یا عملی و کاربردی به نظر جوابگوی هدف پیشرفت علمی و صنعتی نیست.

    1. این حرف که ما در کنار آدم های صنعتی نیاز به آدم های تئوری داریم حرف درستیه. اما به نظر میاد مشکل اینه که ما صنعت درستی هم نداریم و مهمتر اینکه صنعت ما عملا ارتباط خاصی حتی با کار های علمی عملی (کارهایی که مستقیم میتونه کمک بکنه به صنعت) هم نداره یا به مرحله ای نرسیده که بتونه از کارهای علمی جدید استفاده کنه و این انگیزه رو ایجاد کنه واسه کارهای علمی بیشتر.
      ظاهرا نیاز به یک چشم انداز برای صنعت وجود داره که بر اساس اون مثلا بگیم ١٠ سال دیگه به فلان حد رسیدیم و در اون صورت هستش که میتونیم بگیم آدم تئوری هم نیازه برای اون ١٠ سال دیگه.

      1. البته ما یه مشکل دیگه هم داریم اونم اینکه علم درستی هم نداریم.
        ما صرفا آدمهای توانمندی داریم که با توجه به شرایط محیطی در مجموع حرکت رو به جلویی داریم. مساله‌ی اصلی اینجاست که این جامعه علمی به این حد بلوغ نرسیده بتونه برنامه خودش رو داشته باشه.

      2. کتاب یا مقاله‌ای هست که مسیر توسعه علمی بقیه جاها را خوب توضیح داده باشه؟ شناخت پیچ و خم‎های مسیر خودش بخشی از راهی هست که باید طی کنیم.

      3. توضیح دادم این رو، اگر زنجیره ادمای نظری قطع بشه، توی اون چشم انداز خیلی باید هزینه زیادی بدیم که بتونیم علم کسب کنیم، واسه همین نیازه ک این زنجیره از ادما وجود داشته باشه. اینکه باید صنعت رو یه کاریش بکنیم و انرژی روش بذاریم، عدم تمرکز رو بخش نظری و یا حذف کردن اون فیلد ها رو نمیده.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *