چه موضوعی انتخاب کنیم؟

دیروز با دانشجویانی در این مورد صحبت کردیم. نظر ایشان، به عنوان ریاضی‌دانانی خالص، این بود که باید بر اساس علاقه‌مندی‌هایمان این کار را انجام بدهیم. پیشنهاد مقابل این بود که بیاییم بر اساس معیارهایی دیگر، مثلا مفید بودن برای دانشکده، دانشگاه، و کشور این تصمیم را بگیریم.

در این نوشته اما از نظر دیگری موضوع را بررسی کنیم: علایق انسان‌ها چگونه شکل می‌گیرد؟

اگر بدین صورت باشد که علایق ریاضی‌دان‌ها را کارهای ریاضی‌دان‌های قبلی و زیبانمایی‌ها (یا زیبایابی‌های) پیشینیان شکل داده باشد، طبیعی است که علایق انسان‌ها مقولاتی ذاتی نیستند. این نشانه شاید کمک کند به این‌که قبول کنیم علاقه فردی معیار خوبی برای انتخاب موضوع پژوهشی نیست.

مثالی از تلاش برای علاقه‌مند کردن دیگران را می‌توانیم در سمینارها ببینیم. سخنرانی‌های خوب در سمینارها عموما تلاش می‌کنند تا شما را متقاعد کنند مسئله‌ای که حل می‌کنند چقدر جالب است و هم‌چنین شما را قانع کنند که روش‌شان نیز خیلی جالب است. شاید این موراد از رایج‌ترین موارد برای تبلیغ یک رشته باشد.

همچنین درس‌هایی که در دانشگاه ارائه می‌شوند، تقریبا همگی تلاش می‌کنند جالب بودن خود را نشان بدهند.

البته ادعا این نیست که علاقه‌مندی انسان‌ها هیچ ربطی به یک چیزهای ذاتی فرد ندارد، بلکه ادعا این است که علاقه‌مندی‌های فرد بسیار متاثر از افراد و تبلیغاتی است که در طول زندگی خود با آن‌ها مواجه می‌شود.

اگرچه این متن مختصر بود، اما ایده اصلی استدلال را نشان می‌داد.

2 thoughts on “چه موضوعی انتخاب کنیم؟

  1. در مورد موضوع پژوهش، فک می کنم که حرفی که ما روی اون پافشاری داشتیم رو درست منتقل نکردیم. هدف اصلی قطعا مفید بودن برای دانشکده و دانشگاه و غیره است، اما موضوع اینست که چطور میتونیم کاری انجام بدیم که مفید باشه. اگر به طور خاص مفید بودن رو در اینجا تولید مقاله با کیفیت یا تولید علم در نظر بگیریم، راهی که بزرگان رفتن اینجوری بوده که با توجه به علاقشون به یک زمینه و یا یک مساله خاص به طور متمرکز کار کردن و تونستن مقاله با کیفیت تولید کنن، در حالی که راهی که شما برای مفید بودن پیشنهاد میدادین حرکت در جریان مین استریم یا حرکتی هم جهت با اون بود که در حال حاضر طرفدار داره و من هیچ نمونه خارجی ای پیدا نکردم که بتونه با پژوهش در اشتراک علائق و مین استریم های موجود خروجی خوبی داشته باشه، در حالی که در حالت اول نمونه های بسیاری از افراد موفق وجود داره، چه در زمینه هایی که از نظر شما زمینه های دست دوم و یا مرده بودن و چه در زمینه هایی که در حال حاضر مین استریم هستند.
    نکته دیگه ای هم که من هنوز نتونستم باهاش کنار بیام اینه که چرا ما با حرکت کردن در جریان مین استریم یا جریانی شبیه به اون میتونیم تولید علم با کیفیت داشته باشیم و یا به قول شما در یکی از کنفرانس های معتبر مثل استاک بتونیم مقاله چاپ کنیم، در حالی که پیشرو های اون جریان، خودشون به خاطر علاقشون رو یه فیلد و یا مساله تونستن این جریان رو تولید کنن و مقاله های خوب بنویسن.

  2. سلام
    بر خلاف عرفان خیلی معتقد نیستم که حتما باید همان مسیری که بزرگان رفته‌اند را برویم. ما باید مسیر خودمون رو بر اساس داشته‌ها و واقعیت‌هایی که داریم بسازیم.
    هر چند اگر متر و معیارمان رفتار بزرگان یا حتی مین استریم یا حتی چیزهای سطح پایین ترین مثل استاک و … باشند؛ اوصیکم و نفسی بالمطالعه تاریخچه ساخته شدن مین استریم. حتی علیکم به بازخوانی هذالکامنت که دقیقا ۶ ماه پیش ارسال شده:
    foroughmand.ir/593#comment-388
    در مورد جذابیت و علاقمندی ریاضیدان‌ها به برخی مسائل هم؛ لزوما این علاقمندی به جذابیت مساله یا …. برای ریاضیدان برنمی‌گردد. مثلا سدریک ویلانی بخاطر علاقمندی‌اش به مدال فیلدز! تلاش ویژه‌ای برای حل یک مساله خاص کرده بود. احتمالا بجای زوج سدریک و فیلدز بتوان چیزهای جالب تری دیگری هم گذاشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *