هوش مصنوعی، هوش انسانی

دانشجویان، مخصوصا دانشجویان جوان‌تر در مورد هوش مصنوعی و هوش انسانی و ربط این‌ها به هویت انسانی زیاد می‌پرسند. راستش برای من این سوال‌ها عجیب هستند. و راستش پژوهش‌ها و تعریف‌های جالبی از زمان تورینگ روی همین زمینه انجام شده. ای کاش دانشجویان این موضوعات را مطالعه می‌کردند. نامه‌ای در این زمینه و پاسخم را اینجا منتشر می‌کنم، صرفا برای باز کردن سر بحث.

نامه

به تازگی در مورد هوش مصنوعی مطالعاتی داشتم و حالا با مسائلی روبرو شده ام که ذهنم را به خود مشغول کرده است. نمیدانم پرسیدن سوالاتم از شما و پرسیدن نظر شما کار درست و مودبانه ای است یا نه اما این سوالات آن قدری مرا نگران کرده اند که نیاز به کمک شما داشتم.
همانطور که احتمالا می‌دانید با کشفیات و اختراعاتی که به تازگی در این حیطه انجام شده است، نگرانی های زیادی در مورد معنای زندگی انسان و اینکه آیا انسان خود یک ماشین بیولوژیکی است یا نه به وجود آمده است.
سال گذشته میلادی گوگل هوش مصنوعی ای درست کرد که دیگر نیازی به داده زیاد برای یادگیری نداشت و تنها با دانستن قواعد بازی توانست بزرگترین بازیکن بازی Go را شکست دهد. این شروعی خواهد بود برای درست کردن ربات هایی با هوش عجیب و غریب که می توانند مسائل کلی تری را حل کنند.
به طور خلاصه، اتفاقاتی که تا کنون افتاده باعث بوجود آمدن سوال زیر شده:
۱ – آیا هوش مصنوعی می تواند به جایی برسد که کامپیوترها بتوانند احساس و عملکرد مغز ما را همانطور که ما آن را احساس می کنیم داشته باشند؟
۲ – آیا انسان ها صرفا یک سری هوش بیولوژیکی هستند؟
۳ – آیا فکر کردن و نگران بودن از اینها منطقی ست؟
راستش اگر انسان ها یک سری هوش بیولوژیکی باشند، معنی خیلی از مسائل برایم از بین خواهد رفت. عشق، فداکاری، شجاعت، هیچ یک دیگر هیچ معنایی نخواهد داشت و من، احساس من از منی که حسش می کنم، توهمی بیش نخواهد بود.
پاسخ
۱) این‌که شما بتوانید هوش مصنوعی بسازید که در بازی Go از بقیه ببرد، به نظر شما چه معنی می‌دهد؟ چرا فکر می‌کنید، این نتیجه خاصی است؟ آیا این محصول، محصولی هوشمند نامیده می‌شود؟ آیا این هوشمندی عجیب و غریب است؟
۲) این دغدغه که انسان دقیقا چیست دغدغه‌ای قدیمی است. اما به نظر می‌رسد شما نیازمند بررسی دقیق‌تر موضوع هستید. مثلا چرا فکر می‌کنید احساسات همان هوش هستند؟ چرا احساس می‌کنید دستاوردهای جدید ربطی به درک احساسات انسانی دارند؟
۳) آیا اگر یک ماشین رفتارهایی انجام بدهد که موجودات با احساس انجام می‌دهند، آیا آن ماشین احساس دارد؟
۴) چرا وقتی میمون‌ها احساسات دارند، این سوال‌ها برای شما پیش نمی‌آید، ولی وقتی ماشین‌ها احساسات داشته باشند، این سوال‌ها برای شما پیش می‌آید.
سعی کردم پاسخ خاصی به سوال‌های شما ندهم، بلکه تلاش کنم شما را تشویق کنم که سوال‌های خود را دقیق‌تر کنید و بیشتر در این زمینه فکر کنید.

4 دیدگاه برای “هوش مصنوعی، هوش انسانی”

  1. سلام
    خارج از متن و فقط براساس موضوع پست، یه چیزی هست که خیلی اذیت میکنه! اونم توهمات نشریات و مجلات و کانال‌ها و برنامه‌های مثلا علمی درباره هوش مصنوعی هست که همه‌ش برگرفته از فیلم و سریال هستش!
    دکتر قوام‌زاده و ارسلان محسن‌نیا که تاک داشتن هفته پیش، هر کدوم یه نکته درباره معایب ماشین‌های خودران که ساده‌ترین و پیش و پا افتاده‌ترین نوع هوش‌مصنوعی در استفاده روزمره هست رو گفتن.
    دکتر قوام‌زاده درباره مشکلات خطا توی کلاسترینگ و کلاسیفیکشن تصویر گفتن، و به این مورد اشاره کردن که درسته مثلا توی پروژه دانشجویی وقتی کلاستر میکنی حالا دوتا گربه توی دسته سگ‌ها بیفتن مشکلی نیست! ولی وقتی ماشین داره تصویر میگیره و قراره رکوگنایز کنه اگه درخت رو نفهمه درخته تصادف میشه و اصلا جالب نیست!
    ارسلان محسن‌نیا هم درباره مشکلات همزمانی حضور دوتا ماشین خودران سر چهارراه گفت! و به نکته جالبی هم اشاره کرد که توی ویدئوها هیچ‌وقت دیده نشده تقابل دوتا ماشین سر چهارراه رو بررسی کنه! همه‌شون در مسیر صاف درحال حرکتن!
    مثل این مشکلات ابتدایی و پیش‌پاافتاده انقدر زیاد هست که حالا حالاها تخیلاتی مثل قسمت پنج فصل چهار سریال Black Mirror به واقعیت نرسه! ولی خب همین الانه وقتی یه صحبت میکنیم با افراد تحت تاثیر، سریع میاد میگه ندیدی آمریکا فلان چیز رو ساخته! که این فلان‌چیز حتی از سریال و فیلم‌ هم فراتر رفته!
    نمیدونم آیا میشه این تخیلات و توهمات رو از ذهن افرادی که درگیرش شدن با خوندن یک خبر و دیدن یک فیلم و یا شنیدن یک تحلیل تخیلی از بین برد یا نه! ولی ای کاش می‌شد…

  2. با عرض سلام

    تا جایی که بنده می‌دانم ما انسان‌ها دست‌کم ۹ نوع هوش مختلف داریم و احتمالا خیلی طول می‌کشد تا دست‌شاختهٔ انسان‌ها بتوانند دو سه تای این‌ها را باهم به نحو احسنت داشته باشند.
    راستش من این‌طور فکر می‌کنم که مصنوع‌های هوشمند، هیچ وقت نمی‌توانند به پای انسان برسند. اگرچه ممکن است توان محاسباتی‌شان بسیار بسیار بیش‌تر از انسان‌ها باشد، یا با تکنیک‌های یادگیری یک سری چیزهایی را یاد بگیرند؛ ولی آیا می‌شود آن روزی برسد که یک ماشین به اصطلاح هوشمند، شعر بگوید یا رمان تخیلی بنویسد یا اثباتی خلاقانه برای یک قضیه ریاضی ارائه دهد؟ این خیلی بعید به نظر می‌رسد. مثلا قضیه ناتمامیت گدل می‌گوید که هیچ روتین ماشینی نمی‌تواند وجود داشته باشد که در دستگاه اعداد طبیعی تعیین کند که یک عبارت ریاضی قضیه هست یا خیر. جدا از خود مفهوم قضیه ناتمامیت گدل، خود اثباتی که او ارائه کرد، ایده‌ای تازه بود که به نظر نمی‌رسد که یک ماشین و مصنوع دست‌ساختهٔ انسان بتواند آن ایده را برای اثبات ارائه کند. حتی برای برخی مسائل ریاضی چهار یا پنج اثبات بسیار زیبا، نو و مبتکرانه وجود دارد. مثلا کتاب «proofs from the book» نمونه‌ای است که برخی از آن‌ها را معرفی می‌کند، که به نظر اردوش (Erdos) خداوند این اثبات‌های زیبا را در یک کتاب نگهداری می‌کند. به نظر من حتی اگر روزی فرا برسد که ماشین‌ها و برنامه‌های به اصطلاح هوشمند یاد بگیرند با هم سر چهارراه چگونه تعامل کنند، بسیار دور از تصور هست که روزی بتوانند ایده‌های «مبتکرانه» و «خلاقانه» برای یک حل مسئله بدهند.

    همچنین، از دید مذهبی و دینی اگر به این داستان بنگریم، به نظر نمی‌رسد که ما ماشین‌های بیولوژیکی باشیم. مضامینی چون اختیار، روح، مرگ، آخرت و غیره مشکل می‌توان با ماشین بیولوژیکی تفسیر کرد. ضمن اینکه تصور من این هست که از نظر «هوشمندی»، که بستگی به این دارد که چگونه آن را معنا کنیم، انسان از دیگر مخلوقین خداوند «هوشمند‌تر» هست.
    می‌توانیم برای مثال آن داستانی را بیاد بیاوریم که ملائکه به خداوند در مورد خلیفه قرار دادن آدم بر زمین لب به شکایت می‌گشایند و می‌گویند او بر زمین خون می‌ریزد در حالی که ما تو را تقدیس می‌کنیم، که در ادامه همان داستان قرآن می‌فرماید:« خداوند همه اسماء را به آدم یاد داد و سپس به ملائکه عرضه کرد، پس فرمود: اگر راست می‌گویید این اسماء را بیان کنید. (ملائکه) گفتند: خداوندا تو منزهی، ما نمی‌دانیم مگر آنچه را که تو علمش را به ما آموخته باشی، به درستی که تو دانا و حکیم هستی. پس فرمود: (ای آدم) این اسماء ‌را برای ملائکه بیان کن. پس چون آدم ملائکه را از آن اسماء آگاه کرد، (پروردگار) فرمود: آیا به شما نگفتم که من بر غیب آسمان‌ها و زمین دانایم و برآنچه پنهان و آشکار می‌سازید باخبرم؟» (آیات ۳۰ تا ۳۳ بقره)
    از آیات فوق به نظر می‌رسد توانایی حضرت آدم علیه‌السلام، پدر انسان‌ها، در یک چیزهایی بسیار بیش‌تر از ملائکه بوده است. چرا که با وجودی که خداوند آن اسماء خاص را به فرشتگان عرضه کرد، خود را عاجز از بیان آن اسماء دانستند و گفتند ما نمی‌دانیم مگر آنکه تو به ما علمش را بدهی.در ادامه داستان خداوند به فرشتگان، که احتمالا در بالاترین مرتبه «هوشمندی» قرار داشتند، دستور می‌دهد که به آدم سجده کنند. به همین خاطر شاید بتوانیم بگوییم که انسان می‌تواند از فرشتگان «هوشمند»تر باشد. البته مجددا تاکید می‌کنم که «هوشمندی» داستان فوق ابدا مثل هوشمندی که در بالا مثل قدرت محاسباتی، تعامل با دیگران و غیره تعریف شد، نیست و اصلا نمی‌توان آن را با آن‌ها مقایسه کرد. در واقع آیات فوق بیان می‌فرماید که معنا و مفهومی وجود دارد که به واسطهٔ آن انسان را از سایر موجودات دیگر متمایز می‌کند.

    حالا جدا از بحث مقایسه هوش انسانی و هوش مصنوعی، در نظر من این را نمی‌توان انکار کرد که مصنوع‌های هوشمندی که تولید می‌شوند واقعا در زندگی آیندگان تاثیرگذار هستند. می‌توان فکر کرد که در آینده احتمالا یک چیزی شبیه انقلاب صنعتی رخ دهد. همان طور که با انقلاب صنعتی، عده‌ای زیادی از کارهای معمولی‌شان بی‌کار شدند، می‌توان این را در تصور داشت که با پیش‌رفت هوش‌های مصنوعی احتمالا خیلی از نوع شغل‌های انسانی تغییر کند و یک عده‌ای بی‌کار شوند.

    + یک بنده خدایی می‌گوید:«چیزی که ما تا به الان از آن تحت عنوان هوش‌مصنوعی یاد می‌کنیم، فقط تعداد زیادی if و else هست.» راستش من بعد از توجه کردن به این جمله از خودم پرسیدم: ما انسان‌ها هم همین‌طوری هستیم؟ پاسخ من این بود که: نه. چه بسیار اگر و آنگاه‌هایی که برای خود مقرر می‌کنیم ولی آن را اجرا نمی‌کنیم. مثلا وقتی بیرون می‌رویم با خود چتر برمی‌داریم تا اگر باران بارید، آن را باز کنیم و خیس نشویم. ولی وقتی باران می‌بارد، دل‌مان می‌کشد که قدری زیر آن باشیم و به همین خاطر آن را باز نمی‌کنیم. از همین رو می‌توان خیال کرد آن روزی که هوش‌های مصنوعی آن‌قدر باهوش باشند که یاد بگیرند از دستورات برنامه‌هایشان می‌توانند سرپیچی کنند، اندکی شبیه فیلم‌های تخیلی فانتزی بشود.

    1. با اینکه هنوز هوش مصنوعی خیلی با هوش واقعی فاصله دارد که هم‌نظر هستیم. خیلی‌های دیگر هم این‌گونه فکر می‌کنند. اما خوب تبلیغاتی که می‌کنند عموما اذهان عمومی را مشوش می‌کند. اذهان عمومی سختشان است که بفهمند چی به چی است.

      ولی سوال این است که آیا می‌توان هوش انسانی را به صورت چندین تا if و else شبیه سازی کرد؟ یا سوال این است که آیا می‌توان هوش انسانی را با تعداد خیلی خیلی زیادی از این‌ها تخمین زد؟ آیا می‌توان قضیه‌ای در این مورد اثبات کرد؟ به هر حال این سوال جالبی است. نمی‌دانم کسی رویش کار کرده یا خیر.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *