تواضع علمی

دفاعی رفته بودیم با دکتر الف و ب و ج. دانشجو، بسیار دانشجوی خوب و پرکاری بود و کارهای خوبی انجام داده بود.

اما دانشجو بسیار نامتواضعانه برخورد می‌کرد. هرچه سوال می‌پرسیدیم، اگرچه ظاهر خود را کاملا حفظ می‌کرد و رفتارش به ظاهر بسیار متواضعانه بود، اما کلا همه صحبت‌های همه را به هیچ می‌پنداشت و فکر می‌کرد خودش درست می‌گوید. تلاش می‌کرد هرچه می‌گوییم را نشان بدهد که غلط است و همین کار درست است. برای این کار همه چیز لازم را تغییر می‌داد. از کاری که باید دانشجوی ارشد انجام بدهد، تا ادبیات فارسی.

مثلا پس از ۲۰ ایراد، دکتر ب ایرادی ساده گرفت، دانشجو گفت: «بله، خوب است ایرادی سازنده گرفتید». یعنی ایرادهای قبلی …

یا مثلا، گفت چند بار دیگر که ارائه داده بودم و اساتید بد برخورد کردند با ارائه‌ام، ارائه‌ام برای دانشجویان بسیار هم جالب می‌آمد.

یا مثلا، ایشان اعتقادی به اینکه باید با ادبیات مناسب پایان‌نامه را نوشت نداشتند. اعتقاد به جمله‌بندی خوب و روان نداشتند و دلیلشان این بود که ادبیات اینقدر هم خوش‌تعریف نیست، مثلا شاملو اعتقاد داشته که ویرگول‌گذاری باید جور دیگری باشد.

یا مثلا می‌گفتیم خوب است ارائه شما به صورتی باشد که دانشجویان و اساتید متوجه شوند چه می‌گویید. ایشان می‌گفتند ارائه من بد نبوده، بلکه با سلیقه شما جور در نمی‌آمد و اشتباه من این است که چند بار به شما مراجعه نکردم. علت مراجعه نکردنم هم این بوده که فکر می‌کردم باید خودم تلاش کنم و جواب‌ها را پیدا کنم.

و تمام این مثال‌ها و داستان‌ها در فضایی از رفتار مظلومانه و به ظاهر متواضعانه. در نهایت هیچ یک از ایرادهای ما ظاهرا وارد نبود.

تا در نهایت دکتر الف گفتند (و دیگرانی هم تایید کردند) که در آکادمی این رفتار پذیرفتنی نیست. شما باید متواضع باشی. و البته ایشان همین را هم نپذیرفت. و گفت من کاملا هم متواضعم.

و البته همین رفتارش نشانه عدم تواضع بود و اینکه حتی حاضر نشد فکر کند که شاید ما درست بگوییم.

در نهایت توصیه می‌شود در مجامع علمی تواضع واقعی را رعایت کنید. ادای تواضع درآوردن را، اگر همه متوجه نشوند، حداقل اساتید با تجربه‌تر متوجه می‌شوند. این‌که دیگران را به هیچ به حساب نیاوریم، حتی اگر کار خوبی باشد، در این جامعه پذیرفتنی نیست. اگر می‌خواهید حداقل دانشمند خوبی باشید، این رفتار را پیشه کنید.

پی‌نوشت: تقریبا تمامی ماجرا نقل به مضمون بود.

جایگزینی درس ترم آینده

در ترم آینده ممکن است، به جای درس گسسته درس بهینه‌سازی ترکیبیاتی برای مقطع مشترک ارائه دهم. به معاون آموزشی گفتم و قرار شد دانشجویانی که می‌خواهند درس را بردارند اسامی‌شان را به شورای صنفی بدهند تا در صورتی که به حد نصاب برسد این تغییر را انجام بدهم.

به صورت کلی، مطالب این درس بر اساس این جزوه ارائه خواهد شد. احتمالا فردا شنبه این تصمیم‌گیری نهایی می‌شود.

سوال در مورد انتخاب رشته ارشد

یکی از دانشجویان بسیار خوب، متن زیر را برای بنده ارسال کرده‌اند:

بنده دانشجوی سال آخر نرم افزار هستم و با توجه به نزدیکی فرصت کردیت و ثبت نام کنکور ارشد باید به زودی رشته‌ی ارشدم را انتخاب کنم. بنده برنامه‌ام این است که اگر برای دکترا هم از ایران رفتم برگردم و زندگی‌ام را در ایران تشکیل دهم، و علاقه‌مند به داشتن شغل آکادمیک هستم و این را می‌دانم که اگر بخواهم «رضایت شغلی» داشته باشم نیاز‌مندم که بدانم تلاش‌هایم «اثرگذاری» بالایی دارد. اما با این شهود رو به رو هستم که اگر در ایران استاد کامپیوتر در گرایش‌های نظری (مثلا هوش مصنوعی یا علوم کامپیوتر) بشوی، اثرگذاری پایینی داری. دلایل من برای داشتن این شهود این است:

1- استادی که در یکی از چند دانشگاه برتر دنیا در حال پژوهش است، حس «پیش بردن یک زمینه علمی» را دارد و به او حس اثربخش بودن و در نتیجه رضایت شغلی می‌دهد، اما با استادی و کار پژوهشی در ایران، به خاطر نبودن در کانون مرکز آن علم، یا نبود امکانات و همکار خوب،  یا به هر دلیل دیگری به نظر می‌آید که یا پژوهش خوبی نمی‌توانی انجام‌دهی، یا اگر هم انجام‌دهی خیلی دیده نمی‌شود و خلاصه به این حس نمی‌رسی که پژوهش‌هایت اثر بخشی جدی‌ای داشته است، (در حدی که خودت را آغازگر یک مسیر یا نگاه جدی بدانی) که از صرف کردن عمر خودت در آن راضی باشی.

2- از طرف دیگر مساله‌هایی که حل می‌کنی و تلاش‌هایت کمکی به مردم اطرافت، کشورت یا شرکت‌های دور و برت نمی‌کند (مثلا مشابه کسی که در هر شرکت داخلی یا خارجی کار R&D می‌کند) و از این جهت هم حس اثر گذاری نخواهی داشت و و ناراضی خواهی بود.

برای همین به فکر دو رشته‌ی دیگر افتادم. یا تغییر رشته به اقتصاد، که علاوه بر این که فضای پژوهشی با جنبه‌های ریاضی دارد و به سلیقه بنده می‌خورد، آن طور که از دیدن فعالیت‌های اساتید اقتصاد شریف دستم آمده، فضای کار پژوهشی‌شان می‌تواند ناظر به مسایل اقتصاد ایران باشد و خوب این احساس اثرگذار بودن و رضایت به انسان خواهد داد.
و یا این که به رشته MBA بروم و کلا فضای پژوهش و استادی را کنار بگذارم.

بسیار خوشحال می شوم که در این قضاوت ها هر اشتباهی را می بینید و یا هر را نقدی که حس می کنید را بفرمایید.

شاید متن زیر پاسخ مناسبی برای ایشان باشد:

به نظر می‌آید شما به دنبال اثرگذاری در اطرافتان در ایران هستید. به دو مسئله جدی می‌توان پرداخت:

  1. چرا شما دنبال اثرگذاری در اطرافتان در ایران هستید.
  2. تاثیرات استاد دانشگاه بودن در رشته‌های مختلف در اثرگذاری در ایران چه می‌تواند باشد، چه هست.

سوال ۱: چرا شما دنبال اثرگذاری در اطرافتان در ایران هستید.

راستش نمی‌دانم شما چرا دنبال این هستید. اما بسیاری از افرادی که می‌شناسم، در دوران‌های مختلف زندگی به این موضوع ترغیب شده‌اند. کم کم که به استقلال فکری می‌رسند، می‌گویند حالا چرا به ایران؟ چرا به جاهای دیگر خدمت نکنیم؟ مگر نه‌اینکه مردم بقیه دنیا هم انسان هستند، خوب به آن‌ها بپردازم. تازه اگر بتوانم کاری در خارج از کشور انجام بدهم و پولش را بیاورم اینجا که بهتر است. یا اگر کاری انجام بدهم و افتخارش را بیاورم ایران.

سوال ۲: تاثیرات استاد دانشگاه در رشته‌های مختلف

خودم هم در حال حاضر درگیر این مسئله هستم. یک استاد دانشگاه چه می‌کند؟ سوال بهتر این است که کلا یک استاد دانشگاه چه می‌تواند بکند.

گزینه‌ها:

  1. تربیت دانشجوهای خوب
  2. ایجاد جنبش‌های اقتصادی
  3. ایجاد جنبش‌های علمی
  4. کار پژوهشی در یک مبحث علمی
  5. کار اقتصادی در یک مبحث علمی

شاید باورتان نشود، اما واقعیت این است که بسیار بیش از آن‌چه فکر می‌کنید، یک استاد کامپیوتر می‌تواند اقتصاد ایران را تغییر دهد. حتی می‌تواند راه حل‌هایی تولید کند که دیگران بیایند و در این راه حل‌ها رشد کنند و آن‌ها اقتصاد را تغییر دهند.

از دور که نگاه می‌کنیم، چون ما رشته کامپیوتر خوانده‌ایم، بدی‌های کامپیوتر را می‌شناسیم و سختی‌های کار کردن در آن را. اما چون اقتصاد نخوانده‌ایم، فکر می‌کنیم در اقتصاد حتما می‌توان کارهایی انجام داد، مخصوصا چون کارهای نظری و زیربنایی در آن انجام می‌شود. ولی تا آن‌جایی که بنده می‌دانم، دانش اقتصاد آقایان نیست که کار می‌کند، بلکه وقتی شما می‌توانی در سطح اثرگذارتری وارد بشوی، سلیقه‌های اقتصادی شما کار می‌کند، که البته سلیقه‌ها هم وابسته به دانش اقتصادی است. به عبارت دیگر، شما وقتی در اقتصاد اثرگذار خواهی بود که بتوانی در سطوح بالای تصمیم‌گیری وارد بشوی. همان‌طور، وقتی در کامپیوتر دولتی اثرگذار خواهی بود که بتوانی در سطوح بالای تصمیم‌گیری کامپیوتری وارد بشوی. برای مثال فکر می‌کنید رئیس مرکز تحقیقات مخابرات فردی اثرگذارتر است یا وزیر اقتصاد؟

یک کار دیگری که دارد شکل می‌گیرد، ایجاد روش‌های شغلی است. جا دارد که یادی کنیم از شمارا. شرکتی که برخی تحلیل‌گران داده راه‌اندازی کرده‌اند تا کارهای علمی انجام بدهند در صنعت کشور. اگر این کار بگیرد، معنی‌اش این است که کارهای سطح بالای علمی، حتی تولید علم متصل می‌شود به صنعت و البته این خیلی مهم است. به قول تجار، این شرکت یک تغییر دهنده بازی است. زین پس، احساس اثرگذاری عمیق و با کیفیت را بیشتر می‌توانید در فارغ‌التحصیلان ریاضی پیدا کنید!

MBA و استاد دانشگاه نشدن که داستان دیگری دارد که با فرض‌های ابتدای نامه‌تان جور در نمی‌آید. به هر حال ورودی به اقتصاد کشور نیز کار جالبی است و بسیار هیجان انگیز. برخی از افرادی که وارد کارهای تجاری در کشور شده‌اند، با استفاده از پشتوانه اعتباری علمی و دانشگاهی را در دانشکده کامپیوتر حتما می‌شناسید. مشهور هستند. این هم کار خوبی است. خودتان ببینید آیا به این‌گونه زندگی علاقه‌مند هستید؟

و البته یک نکته‌ای که نباید فراموش شود این است که: شما در حال حاضر چنین فکر می‌کنید که می‌خواهید در ایران اثربگذارید. عموم افرادی که می‌شناسم، در زمان تحصیل در خارج از کشور اثرهای متعددی می‌گیرند. از جمله این اثرات این است که ترجیح می‌دهند از راه دور در ایران اثر بگذارند. اگر شما هم از این ۹۵٪ باشید، قاعدتا کلا این سوال و جواب‌ها برای شما نقش تزئینی خواهد داشت.

 

در نهایت باید بگویم، خیلی سوال و تصمیم سختی است. اگر من بودم، به هیچ‌وجه به این رشته‌ها نمی‌رفتم. به خاطر جوش، به خاطر این‌که طرز فکری که این رشته‌ها به انسان القا می‌کند، عموما طرز فکری نیست که یک انسان ریاضی‌گونه بپذیرد. اما به هر حال تصمیم‌گیری سخت و حتی توصیه کردن در این زمینه‌ها کار سختی است!

توصیف درس‌های ترم آینده

همان‌طور که قبلا گفتم، ترم آینده سه درس ارائه می‌کنم.

درس ریاضیات گسسته (کارشناسی)

درس بهینه‌سازی محدب (کارشناسی ارشد) به همراه دکتر علیشاهی

درس الگوریتم‌های طیفی گراف (کارشناسی ارشد) به همراه دکتر علیشاهی

توصیف درس‌ها را در صفحه‌های درس‌ها می‌گذارم.

طبیعتا در حال حاضر در حال بررسی این هستیم که دقیقا چه چیزی را با چه ترتیبی درس بدهیم. شاید این قسمت، جذاب‌ترین قسمت از ترم باشد که می‌توانی تخیل کنی چه چیزهای جالبی را به چه ترتیبی درس می‌دهی. چند کتاب در مورد بهینه‌سازی محدب به عنوان منبع قابلی بررسی بودند و با چند نفر هم صحبت کردیم و چند درسی که در حال حاضر ارائه می‌شود را نیز مطالعه کردیم. در نهایت کتاب Boyd فعلا در صدر است.

برای الگوریتم‌های طیفی هم‌چنان تصمیم نگرفته‌ام. درس ترویسان را که یک‌بار ارائه کرده‌ام. درس آقای پنگ هست و درس آقای اسپیلمن. همه جالب هستند. برخی کمی ریاضی‌شان زیاد است و برخی کلا کم مغز هستند. برخی قضیه‌های خیلی جالب هم هستند که ای کاش بتوان در درس گنجاندشان. کلا مبحث بیش از این حرف‌ها جالب است.

درس کارشناسی هم که دیگر از این حرف‌ها ندارد. کتابی به هم‌نویسندگی ماتوسک را انتخاب کرده‌ایم که بیشتر خوش بگذرد. ترم گذشته هم همین کتاب درس داده شده است.

هوش مصنوعی، هوش انسانی

دانشجویان، مخصوصا دانشجویان جوان‌تر در مورد هوش مصنوعی و هوش انسانی و ربط این‌ها به هویت انسانی زیاد می‌پرسند. راستش برای من این سوال‌ها عجیب هستند. و راستش پژوهش‌ها و تعریف‌های جالبی از زمان تورینگ روی همین زمینه انجام شده. ای کاش دانشجویان این موضوعات را مطالعه می‌کردند. نامه‌ای در این زمینه و پاسخم را اینجا منتشر می‌کنم، صرفا برای باز کردن سر بحث.

نامه

به تازگی در مورد هوش مصنوعی مطالعاتی داشتم و حالا با مسائلی روبرو شده ام که ذهنم را به خود مشغول کرده است. نمیدانم پرسیدن سوالاتم از شما و پرسیدن نظر شما کار درست و مودبانه ای است یا نه اما این سوالات آن قدری مرا نگران کرده اند که نیاز به کمک شما داشتم.
همانطور که احتمالا می‌دانید با کشفیات و اختراعاتی که به تازگی در این حیطه انجام شده است، نگرانی های زیادی در مورد معنای زندگی انسان و اینکه آیا انسان خود یک ماشین بیولوژیکی است یا نه به وجود آمده است.
سال گذشته میلادی گوگل هوش مصنوعی ای درست کرد که دیگر نیازی به داده زیاد برای یادگیری نداشت و تنها با دانستن قواعد بازی توانست بزرگترین بازیکن بازی Go را شکست دهد. این شروعی خواهد بود برای درست کردن ربات هایی با هوش عجیب و غریب که می توانند مسائل کلی تری را حل کنند.
به طور خلاصه، اتفاقاتی که تا کنون افتاده باعث بوجود آمدن سوال زیر شده:
۱ – آیا هوش مصنوعی می تواند به جایی برسد که کامپیوترها بتوانند احساس و عملکرد مغز ما را همانطور که ما آن را احساس می کنیم داشته باشند؟
۲ – آیا انسان ها صرفا یک سری هوش بیولوژیکی هستند؟
۳ – آیا فکر کردن و نگران بودن از اینها منطقی ست؟
راستش اگر انسان ها یک سری هوش بیولوژیکی باشند، معنی خیلی از مسائل برایم از بین خواهد رفت. عشق، فداکاری، شجاعت، هیچ یک دیگر هیچ معنایی نخواهد داشت و من، احساس من از منی که حسش می کنم، توهمی بیش نخواهد بود.
پاسخ
۱) این‌که شما بتوانید هوش مصنوعی بسازید که در بازی Go از بقیه ببرد، به نظر شما چه معنی می‌دهد؟ چرا فکر می‌کنید، این نتیجه خاصی است؟ آیا این محصول، محصولی هوشمند نامیده می‌شود؟ آیا این هوشمندی عجیب و غریب است؟
۲) این دغدغه که انسان دقیقا چیست دغدغه‌ای قدیمی است. اما به نظر می‌رسد شما نیازمند بررسی دقیق‌تر موضوع هستید. مثلا چرا فکر می‌کنید احساسات همان هوش هستند؟ چرا احساس می‌کنید دستاوردهای جدید ربطی به درک احساسات انسانی دارند؟
۳) آیا اگر یک ماشین رفتارهایی انجام بدهد که موجودات با احساس انجام می‌دهند، آیا آن ماشین احساس دارد؟
۴) چرا وقتی میمون‌ها احساسات دارند، این سوال‌ها برای شما پیش نمی‌آید، ولی وقتی ماشین‌ها احساسات داشته باشند، این سوال‌ها برای شما پیش می‌آید.
سعی کردم پاسخ خاصی به سوال‌های شما ندهم، بلکه تلاش کنم شما را تشویق کنم که سوال‌های خود را دقیق‌تر کنید و بیشتر در این زمینه فکر کنید.

در مورد محتوای سخنرانی‌های wss

در مورد سخنرانی‌های روز دوم WSS:

 

همان‌طور که حتما آشنایید، بسیاری از پژوهش‌های کنونی، یک مسئله را می‌گیرند و روش‌های استاندارد یادگیری ماشین را روی آن‌ها اجرا می‌کنند. زحمت اصلی این پژوهش‌ها یافتن ترکیب موفق با پارامترهای موفق است تا منجر به روشی شود که پاسخ بهتری نسبت به روش‌های موجود پیدا کند. در ادامه، این سخنرانی‌ها را یادگیری ساده می‌نامیم.

  • دکتر مهدیان: حتما سخنرانی بسیار جالب و به‌روز خواهد بود.
  • ساعت ۱۰ تا ۱۱:
    • دکتر رضازاده: یادگیری ساده
    • آقای محفوظی: پیشنهاد روشی برای ارسال پاکت‌ها در شبکه. در حقیقت اگر کارتان شبکه باشد و برایتان ارسال پاکت‌ها در شبکه جالب باشد، باید این سخنرانی به درد شما بخورد، وگرنه، حداقل از خلاصه ارائه به نظر می‌رسد، نکته جدیدی در سخنرانی نباشد.
    • دکتر جعفری: یک مسئله تسهیم راز. قاعدتا مطالب نظری و پرمغزی باید داشته باشد.
  • ساعت ۱۲-۱۳:
    • دکتر فضلی: قاعدتا باید شامل برخی مفاهیم در مورد شبکه‌ها باشد. بیش از این نمی‌دانم. به خلاصه می‌آید که شامل برخی مسائل نظری هم باشد.
    • آقای دانشمند: از خلاصه چیز زیادی فهمیده نمی‌شود. در خلاصه نوشته شده که به دنبال تعادل بین قدرت محاسباتی و یادگیری است. اما قاعدتا این مسئله، باید بارها مورد بررسی قرار گرفته شده باشد. به نظر می‌رسد تمامی کنفرانس COLT در همین زمینه‌ها باشد.
    • دکتر ابوالفتح‌بیگی: متوجه نشدم منظور چیست. اما قاعدتا در مورد محدودیت‌های برخی شبکه‌های کوانتومی باید باشد. قاعدتا باید مبحثی نظری باشد.
  • دکتر یاسری: خلاصه بسیار کلی است. در مورد شبکه‌های اجتماعی و برخی کارهای محاسباتی روی آن‌ها!
  • ساعت ۱۵:۳۰-۱۶:۳۰:
    • دکتر محمودی: نگاهی نظری است به قابلیت تشخیص حمله به شبکه‌ها. باید خیلی جذاب باشد.
    • دکتر بهرک: خلاصه مبهم است. یک کاربرد را مشخص می‌کند.
    • دکتر باقری: در مورد راستی‌آزمایی سبک نرم‌افزارهاست. راستی‌آزمایی سبک را نمی‌شناسم، اما راستی‌آزمایی نرم‌افزارها موضوع پرکاربردی است برای اینکه وقتی یک نرم‌افزار دارید، بتوانید اثبات کنید درست کار می‌کند. چون سخت، و عموما نشدنی است، روش‌های متعددی استفاده می‌شود. قاعدتا باید در همین زمینه‌ها باشد.
  • ۱۷-۱۸؛
    • خانم احمدیان: در مورد اینکه داده‌های مختلف در ابزارهای مختلف با سرعت‌های مختلف ذخیره می‌شوند. بیش از این معلوم نبود ارائه در مورد چیست.
    • آقای کریمی: باید خیلی نظری باشد. در مورد یک روش بهینه‌سازی است که در مسئله‌های متعددی می‌تواند استفاده شود، از جمله برخی مسئله‌های مربوط به شبکه‌ها
    • آقای بختیاری: مسئله یافتن یک ژن است در میان داده‌های فراوان. بعید است جنبه نظری زیادی داشته باشد.

مطالب بالا، تنها نظرات اولیه است در مورد ارائه‌ها. ممکن است به علت عدم آشنایی خوب بنده، به درست تشخیص نداده باشم که سخنرانی‌ها چقدر جذاب هستند. پیشاپیش از این موضوع عذرخواهی می‌کنم.

سخنرانی‌هایی که برای خودم جذاب‌تر بوده‌اند را رنگی کرده‌ام.

امیدوارم برای همگی جذاب باشد و خوش بگذرد.

همایش مرزهای علوم زیستی

همایش مرزهای علوم زیستی از ۲-شنبه این هفته تا ۵-شنبه در IPM برگزار می‌شود. قاعدتا باید همایش شامل مطالب علمی بسیار با کیفیتی باشد.

هزینه ثبت نام همایش خیلی زیاد بوده و بسیاری در همایش ثبت نام نکرده‌اند. اما امروز از آقای فرجامی، که از برگزارکنندگان همایش هستند، پرسیدم که شرکت در این همایش برای افرادی که هزینه را پرداخت نکرده‌اند چگونه است که پاسخ زیر را دریافت کردم:

سلام آقای دکتر فروغمند
بله کسانی که هزینه را پرداخت نکردند میتوانند شرکت کنند ولی پذیرایی و بسته ها را ندارند و فقط از سخنرانی میتوانند استفاده کنند
با تشکر

امیدوارم همه علاقه‌مندان را در همایش ببینیم.

آرامش برای پژوهش

دیروز به صورت اتفاقی متوجه شدم که دو تا از دوستان در مجله‌های مربوط به nature و science مقاله منتشر کرده‌اند. این‌گونه اخبار، که کما بیش اتفاق می‌افتند، تلنگرهایی هستند برای تشویق برای پژوهش.

در حال حاضر برنامه‌ام تقریبا به صورتی است که وقت خالی ندارم. در هفته چند بار پیش می‌آید که ۲ یا ۳ جلسه هست که تنها می‌توانم در یکی شرکت کنم. و عموما باید با دویدن به جلسه یا برنامه بعدی برسم. عموما شب‌ها برای خواب وقت کم می‌آید. در طول هفته وقت می‌شود ۴ تا ۵ ساعت بخوابم و در انتهای هفته کمی وقت هست تا این کمبود خواب را جبران کنم. هفته‌هایی که آخر هفته‌اش پر است، هفته‌هایی خواهند بود که کارها تلنبار می‌شوند. مثل ۱۰ روز گذشته که تنها یک شب توانستم ۶ ساعت یا بیشتر بخوابم و آن شب هم ۶:۳۰ ساعت خوابیدم. سه‌شنبه گذشته از ۸ صبح تا ۸ شب جلسه داشتم در حالی‌که شب قبلش ۴ ساعت هم نخوابیده بودم. دیشب تا ۳:۳۰ صبح در حال آماده کردن ارائه برای سمینار بودم، در حالی‌که دیگران در حال خارج شدن از تهران بودند.

این حال و هوا برای پژوهش مناسب نیست. پژوهش نیازمند تعمیق در مسئله و آرامش است. این آرامش را مدت‌هاست که رها کرده‌ام برای اینکه حجم کارهای بیشتری انجام بدهم. آیا وقت آن نرسیده است که برای پژوهش بیشتر، کارهای فراوان و مهم را رها کنم؟