انقلاب علمی در ایران

ظاهرا اخیرا آقای شاپور اعتماد یک سخنرانی با این عنوان در گروه فلسفه علم داشته‌اند. از آن‌جایی که برخی از دوستان بسیار علاقه‌مند به تحول علمی در ایران هستند، این سخنرانی هم برایشان بسیار جالب بوده. مخصوصا اگر به تجربه آقای اعتماد در برخی تغییرات در وزارت علوم توجه کنیم.

ظاهرا در زمانی که دکتر منصوری سمت مهمی در وزارت علوم داشته‌اند، بسیاری از قوانینی که در حال حاضر در حال اجرا در دانشگاه‌ها هستند را تصویب کرده‌اند. ظاهرا قوانین مربوط به شمردن مقاله‌ها در آن زمان تصویب و اجرا شده.

در همین زمان، آقای اعتماد معاون دکتر منصوری بوده‌اند و تجربیات اجرایی داشته‌اند. در این سخنرانی در مورد برخی تجربیات صحبت کرده‌اند.

ظاهرا فهمیدن سخنرانی ایشان سخت بوده، اما صحبت‌های جالبی در مورد علم در ایران داشته‌اند. یک تاریخچه‌ای از این‌که تاریخ علم اخیر ایران چگونه بوده و ایشان چه کار کرده‌اند. ظاهرا مقداری هم از کارهای انجام شده در همان زمان ناراضی بوده‌اند که البته جای تامل زیادی دارد.

اما قضیه جدی‌تر از این حرف‌هاست.

کلا اگر از چشم استاد جوانی به ماجرا نگاه کنید، سوالی که برایش مطرح است این است که باید چه کار کند؟ طرح بزرگی که باید داشته باشد چیست که در آن راستا تلاش کند؟ آیا باید این طرح را جوانان ریاضی‌دان تولید کنند؟ اصلا آیا طرح‌هایی وجود دارد که جمع شده باشد حداقل از بین آن‌ها یکی را انتخاب کنیم؟ کسی جواب این سوال را دارد؟ واقعا این علوم انسانی‌ها نباید بیایند روی ما تبلیغ کنند و ما بشویم محل تبلیغ و رقابت آن‌ها برای جذب ما برای برنامه‌های ایشان برای رشد علمی ایران؟ فردی چیزی سراغ دارد؟ اگرنه، آن‌گاه کمی به حال علوم انسانی‌مان، حداقل در این زمینه، سکوت کنیم!

10 Replies to “انقلاب علمی در ایران”

  1. علوم انسانی در ایران!
    فقط میتوان گفت اسفناک!
    عامل بی نهایت مشکل در تمامی زمینه‌ها!

  2. یه زمانی سرمایه محدود بود و برای ایجاد هر کسب و کاری یک سرمایه گذاری سنگین اولیه نیاز بود ، اما الان تو حوزه ی IT عین قبل سرمایه سنگین اولیه ای نیاز نیست و اونچه محدوده الان “مغز”ه ، خب الان سرمایه گذارها قطعا باید دنبال شماها باشند .

      1. احساس میکنم دارید طعنه میزنید. آیا واقعا کتاب را خوانده اید؟ اگر آری به نظرتان بزرگترین نقصش چیست؟

  3. سلام آقای دکتر

    سخنرانی را نشنیده ام ولی پاراگراف آخر نوشته تان جالب بود. به نوعی این سوالات وقتی میخواستم به دوره دکتری فکر کنم، برای من هم به طور جدی مطرح شد و هنوز هست. اساسا یک ریاضی دان باید چه کار کند بیش از گوشه ای نشستن و قضیه ثابت کردن و مقاله نوشتن(که به نظر من تا حد زیادی صرفا یک سرگرمی فکری جالب برای شخص ریاضی دان است)؟ یک ریاضی دان در ایران گره گشای چه مشکل واقعی ای میتواند باشد؟ (البته منکر تاثیراتی نیستم که به عنوان یک استاد دانشگاه میتواند داشته باشد، منظورم بیش از این هاست. چه بسا که یک ریاضی دان خوب اصلا استاد خوبی از آب درنیاید. این جور ریاضی دان ها به چه سمتی بروند؟)

    عمیقا آرزو میکنم جواب های قانع کننده ای برای این سوالات پیدا میکردم و الان به جای رفتن از ایران، “دانشجوی دکتری دانشکده” بودم، نه ”دانشجوی سابق دانشکده”.

    1. سلام
      چقدر نوشته‌تان دردناک است.
      و چقدر جالب که دلیل رفتنان نداشتن پاسخی قانع‌کننده برای این سوال‌ها است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *