برخی مشکلات دانشگاه

یکی از دانشجویان دو تا از مشکلات دانشگاه را نام برده:

  • اینکه وقت اساتید پر است از کارهایی که الزامی ندارد خودشان انجام دهد.اینکه در دانشگاه ما پول آنچنانی وجود ندارد و این خود مشکل زاست. برای مثال همین مساله باعث میشود که اساتید زیاد نتوانند به کنفرانس‌های خارجی بروند.
  • اینکه دانشگاه ما علم یا تکنولوژی تولید نمیکند یا حداقل معلوم نیست که تولید میکنند.

البته بعضی از این مشکلات زاده‌ی مشکلات دیگری هستند که معلوم نیست ریشه در کجا دارد. 

البته کاملا حق با این دانشجوست. نبود پول در دانشگاه خیلی چیزها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. دست اساتید را در کارهای مختلف می‌بندد. انسان‌ها را کوته‌پرواز و کوته‌فکر می‌کند و خیلی مشکلات دیگر. یک استادی داشتیم می‌گفت وقتی در ایران کار پژوهشی می‌کنید، از شما می‌خواهند پروژه‌های ۵ میلیونی تعریف کنید. پروژه‌های ۵ میلیونی برای علم پروژه‌های خیلی کوچکی هستند. بعد از یک مدتی حتی اگر رشد هم بکنید به شما پول هم بدهند دیگر نمی‌توانید پروژه‌های بزرگ‌تر تعریف کنید. کلا خودتان شدید آدم پروژه‌های ۵ میلیونی. و خوب خودشان الآن یک استاد بزرگی هستند با کارهای بزرگ و بلندپروازانه.

نمی‌خواهم اینجا بگویم که البته می‌توان بر این مشکلات فائق آمد. بله، احتمالا می‌توان. اما مساله این است که اگر پول و امکانات بود، حتی افرادی که نمی‌توانند به این مشکلات فائق بیایند هم انسان‌های موفقی خواهند شد و به جامعه و به علم خدمت می‌رسانند. خوب پس نبود پول در دانشگاه واقعا مشکلی جدی است.

عمل تولید فن‌آوری در دانشگاه هم البته مشکلی است. اما مشکلی جدی، حداقل برای ما نیست.

پس از دیدن نامه این دانشجو، فکر کردم که شاید جایگاه صحبت‌ها به خوبی مشخص نیست. بله! دانشگاه خیلی مشکلات دارد. موضوعی که داریم به آن می‌پردازیم این است که الآن چه کار کنیم؟ آن موضوعاتی که به عنوان اسقاط اضافات نام برده شد، در مورد بهترین کاری نبود که باید برای دانشگاه‌ها انجام بشود. در مقام این بود که ما می‌خواهیم یک کاری برای دانشگاه بکنیم، الآن چه کنیم؟ این الآن چه کنیم شامل برنامه‌های بلند مدت و متوسط مدت و کوتاه مدت است. اسقاط اضافات از جزئیات حاشیه‌ای است که به نظر می‌آید در شرایط کنونی می‌تواند اوضاع ما را مثلا ۱۰ درصد بهتر کند. همین!

و البته جایگاه بحث دانشجوی عزیز هم جایگاه خوب و بالایی است. انشاء الله که یک روزی کار به جایی برسد که بتوانیم این مشکل مالی دانشگاه را حل کنیم. و البته آن روز باید به این فکر کنیم که واقعا چگونه باید پول برای دانشگاه فرستاد؟ و با آن پول باید چه کرد؟ این می‌شود بحث‌هایی برای بلند مدت.

4 دیدگاه برای “برخی مشکلات دانشگاه”

  1. احتمالا مشکل از آنجا شروع شده که کسی انتظاری از دانشگاه نداره چون بقیه داشتن ما هم آرزو داشتیم داشته باشیم پول نفت هم توی دستمون بود پس گفتیم به آرزومون برسیم . نه اینکه پول نفت در راه علم و فناوری خرج کردن بد باشه ولی باید یکم فکر و هدف و انتظار هم پشتش باشه .

    1. واقعا به این سادگی نیست. انتظار از دانشگاه، دانشگاه را به باربر فن‌آوری تبدیل می‌کند. کلا چه کسی را شما باید بالاسر دانشگاهیان بگذارید؟ کلا سیستم‌های حساب‌کشی از افراد، نخبگان را فراری می‌دهد. موضوع پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. چه باید بکنیم؟ واقعا سوال سختی است. یک پاسخ ساده این است که ببینیم دیگران که موفق بودند چه کار کرده‌اند، سعی کنیم یک تفاوت بین ما و ایشان پیدا کنیم و بگوییم راه حل همین است. اما طبیعتا این روش کار نمی‌کند. یک مثالی بود می‌زدند که یک پادشاهی از ایران رفت در یکی از ممالک خارج. دید آن‌ها ریش ندارند و پیش‌رفته هستند، گفت پس ما هم ریشمان را بزنیم تا پیش‌رفته بشویم. (البته شاید داستان چیز دیگری بود، اما مفهومش همین بود).

      1. منظور من هم همین بود به نظرم اون اولش چیدن ساختارهای دانشگاه های ما شبیه اون داستان ریش بوده .
        و اون انتظار هم بیشتر یه چیز درون زا احتمالا باید باشه که بله خیلی پیچیدست وگرنه یه سری قاعده تشویقی و تنبیهی مثل الان که نتیجه خوبی نمیده .

  2. فرض کنید فوتبال مملکتی این قانون را داشته باشد که مثلاً به خاطر کمبود بودجه فدراسیون، از بیست و سه نفر بازیکن تیم‌ملی چند نفر بازیکنانی باشند که قوی نیستند ولی پدرشان پولدار است و حاضر است در صورتی که پسرش در تیم ملی باشد برخی هزینه‌های تیم را پرداخت کند (یا حتی این چند نفر همراه بقیه تیم‌ملی تمرین کنند و جزء لیست هم نباشند). همچنین چند سهمیه تیم‌های لیگ برتری یا تیم ملی هم به بازیکنان دیگری که قوی نیستند ولی در کودکی امکان خوبی برای تمرین فوتبال نداشتند یا پدرشان برای مملکت زحمت کشیده اختصاص داشته باشد.
    همچنین کسی که بخواهد در تیم ملی بازی کند یا مربی یا کادر فنی تیم‌ملی شود لازم باشد که ملاکهای مختلف غیرفوتبالی را ارضا کند. مثلاً عقاید سیاسی خاصی داشته باشد یا به نماز جمعه برود.
    بعد فرض کنید این کشور بخواهد فوتبال باشگاهی و ملی خوب و روبه‌رشدی داشته باشد و مسئولینش ادعا کنند که روز‌به‌روز پیشرفت می‌کنیم و می‌توانیم قهرمان آسیا شویم یا جزء چند تیم برتر جهان شویم.
    مضحک بودن و جوک بودن چنین سناریویی برای فوتبال ظاهراً واضح است.
    نکته بسیار شگفت‌انگیز این است که مشابه این سناریو برای سیستم آکادمیک برای کسی منجر به خنده یا گریه یا جوک‌بودن یا شگفتی نمی‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *